مسجدسلیمان خبر: گاهی انسانهایی میآیند که عمرشان کوتاه است، اما اثر حضورشان تا همیشه در تاریخ و دلها باقی میماند. مردانی که جوانی خود را نه برای زیستن، بلکه برای باورشان خرج کردند؛ و نامشان با ایثار، صبر و ایمان گره خورد. شهید غلامرضا آسترکی از همان نسل آسمانی بود.
غلامرضا آسترکی، دوران تحصیلات ابتدایی خود را در منطقه ریلوی و دبستانی که امروز به نام شهید قلیپور شناخته میشود، سپری کرد. هنوز دانشآموز سال سوم راهنمایی در مدرسه رازی بود که درس و کلاس را رها کرد؛ نه از سر بیمیلی به علم، بلکه برای لبیک گفتن به ندای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی. او آگاهانه راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد، جایی که مردانگی معنا مییافت.
این شهید والامقام در سه مقطع مختلف عازم جبهههای جنگ شد و سرانجام در سومین اعزام، در تاریخ یازدهم آبان ۱۳۶۴، در جزیره مینو بر اثر اصابت ترکش از ناحیه گردن دچار قطع نخاع شد. از آن روز، بستر جهاد او تغییر کرد؛ سالهای جوانیاش در آسایشگاه حضرت امام خمینی(ره) تهران و در کنار دیگر همرزمان جانبازش سپری شد؛ سالهایی آمیخته با صبر، درد و ایمان خاموش اما استوار.
در سال ۱۳۷۸، این جانباز سرافراز زندگی مشترک خود را با بانویی مؤمنه آغاز کرد. ثمره این پیوند دختری بود به نام «نگین»؛ دختری که در روز شهادت پدر، دیده به جهان گشود؛ گویی امانتی الهی که همزمان با پرواز پدر، به زمین سپرده شد.
به گزارش پایگاه خبری مسجدسلیمان خبر شهید غلامرضا آسترکی متولد سوم فروردین ۱۳۴۸، در یازدهم آبان ۱۳۶۴ به افتخار جانبازی نائل آمد و سرانجام در بیستونهم اردیبهشت ۱۳۸۳، پس از سالها تحمل رنجهای ناشی از جراحت جنگ، به یاران شهیدش پیوست. پیکر پاک این شهید بزرگوار در جوار همرزمانش، در بهشت زهرا(س) ـ چهاربیشه ـ آرام گرفته است.
و اکنون، در سکوت غروبهای بهشت زهرا، جایی میان نسیم و عطر خاک، شاید صدای آرام شهید آسترکی هنوز شنیده شود؛ صدایی که میگوید:
«برای ایمان، باید ایستاد… حتی اگر زمین دیگر توان ایستادن نداشته باشد.»
او رفت، اما ردّ نورِ نگاهش بر دل نسلهای آینده مانده است؛ نوری که یادمان میدهد قهرمان واقعی کسی است که حتی مجروح، دست از عشق به وطن و خدا نمیکشد…
یادش جاودان، راهش پُررهرو، و یادگارش چراغی برای همه فرداهای این سرزمین.
اولین دیدگاه را شما بنویسید