مسجدسلیمان خبر/ سعید مرادی: شکلگیری پروژه کارخانه آلومینیوم مسجدسلیمان در سال ۱۳۹۳ با وعدههای کلان اقتصادی و چشمانداز تبدیل این شهر به یکی از قطبهای صنعتی کشور همراه بود، طرحی که در ابتدا با هدف ایجاد بیش از سههزار فرصت شغلی مستقیم و احداث دهها واحد پاییندستی معرفی شد تا قفل رکود و نرخ بیکاری ۴۳ درصدی در این منطقه تاریخی و صنعتی را بگشاید. با این وجود، مسیر اجرای این طرح با چالشهای عدیدهای روبرو شد، به نحوی که در زمان بهرهبرداری، تنها فاز تولید پروفیل آن وارد مدار شد. اگرچه همین سطح محدود از تولید نیز به مدد دانش مهندسان داخلی، به محصولاتی راهبردی و ارزشمند منتج شد که بهویژه در تأمین نیازهای حساس صنعتی کشور، نقشی تعیینکننده ایفا کرد. ظرفیتسازی استراتژیکی که نهایتاً به دلیل جایگاه حساس آن در زنجیره ارزش ملی، در اسفندماه هدف هجمه ناجوانمردانه دشمن آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفت و با تقدیم یک شهید، داغی بر پیشانی صنعت این مرز و بوم نشاند. اکنون و در شرایطی که کارخانه از یک سو با آثار ناشی از این حمله دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر، افکار عمومی و جامعه محلی مسجدسلیمان بیش از هر زمان دیگری خواستار تعیین تکلیف و توسعه آن هستند، این پرسش بنیادین مطرح است که چرا اراده لازم برای تکمیل خط تولید شمش به عنوان قلب تپنده این مجموعه وجود ندارد. در این میان، فضای گفتوگوی مردم کوچه و بازار حاکی از نوعی ناامیدی و خشم فروخورده است، چنانکه یکی از جوانان جویای کار با اشاره به وعدههای فراموششده ابتدای راه میگوید که ما همچنان منتظر تحقق آن سههزار شغلی هستیم که روز افتتاحیه وعده داده شد، اما آنچه نصیب ما شد، پروژهای نیمهتمام است که اکنون حتی امنیت آن نیز مورد هجمه قرار گرفته و به جای گسترش، شاهد درجا زدن آن هستیم. در همین پیوند، یکی از کارگران شاغل در مجموعه با لحنی گلایهآمیز تأکید میکند که مدیریت باید بداند تکمیل کارخانه و راهاندازی خط تولید شمش، نه یک انتخاب مدیریتی، بلکه پاسخی ضروری به دشمن است تا به گفته حجت الاسلام موسوی امامجمعه شهرمان، اجازه ندهیم کار ناتمام دشمن توسط قصور و بیتوجهیهای داخلی تکمیل شود. در بطن این مطالبات مردمی، انتقادات صریحی نیز به عملکرد مسئولان استانی و شهرستانی وارد است، بهویژه آن که طبق روایت شهروندان، پس از وقوع حمله به کارخانه، غیبت ملموس مسئولان ارشد استان در بازدیدهای میدانی و پیگیریهای ساختاری، سوالبرانگیز بوده است. یک فعال اجتماعی در مسجدسلیمان با طرح این پرسش که چگونه دکتر موالی زاده استاندار محترم میتواند مدعی نقشآفرینی در بازسازی و توسعه مجموعهای باشد که از جزئیات و اوضاع بحرانی آن پس از حمله بیخبر مانده یا نسبت به آن بیتفاوت است، بر لزوم نقشآفرینی جدیتر دکتر رضا جباری نماینده شهرستان در پیگیریهای ملی تأکید میکند. در حقیقت، روایت مردمی نشان میدهد که تداوم این وضعیت، بیش از آن که ناشی از تحریمهای خارجی باشد، برآمده از کملطفی و عدم مطالبهگری دقیق نهادهای متولی است که منجر شده پروژهای با این پتانسیل عظیم، امروز در برزخِ میانِ وعدههای توسعه و واقعیتِ سکون گرفتار شود. یک عضو خانواده شهدا نیز در گفتگو با مسجدسلیمان خبر با اشاره به فداکاری و شهادت یکی از کارکنان این شرکت، تأکید می کند که خون این شهید باید صرف ارتقای تولید و ایستادگی در برابر فشار دشمن شود، نه زمینهساز تعطیلی یا عقبنشینی، لذا از بنیاد به عنوان متولی اصلی انتظار میرود با تخصیص بودجه و تجهیزات، بازسازی و راهاندازی کامل زنجیره تولید از جمله خط تولید شمش را در اولویت قرار دهد، چرا که تداوم وضعیت فعلی نه تنها اهداف کلان صنعتی کشور را با اخلال مواجه میکند، بلکه اعتماد عمومی مردم منطقه را نیز که بزرگ ترین سرمایه اجتماعی نظام هستند، هدف قرار داده است. در نهایت، آن چه از جمعبندی اظهارات و فضای حاکم بر این پروژه برمیآید، ضرورتِ عبور از فاز وعدهدرمانی و ورود به مرحله عملِ جهادی است تا با همافزایی مسئولان محلی و ملی، این کارخانه از یک مرکز نیمهجان به همان قطب صنعتی که روز نخست وعده داده شده بود، تبدیل شود و پاسخی دندانشکن به تهدیدات دشمن و التیامی بر زخم کهنه بیکاری در مسجدسلیمان باشد.
اولین دیدگاه را شما بنویسید