نماینده اصفهان در سخنانی، وزیر کار را به چالش شفافسازی فراخواند/ وقتی سکوت مدیران، نگرانی مردم را بیشتر میکند/ آیا واگذاری پتروشیمی مسجدسلیمان در راه است؟
مسجدسلیمان خبر/ سعید مرادی: طرح موضوع واگذاری پتروشیمی مسجدسلیمان توسط عباس مقتدایی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، نه یک جنجال رسانهای زودگذر، بلکه یک «هشدار، » است که مستقیماً با امنیت روانی و معیشت مردم یک منطقه گره خورده است.
مقتدایی در سخنانی، وزیر کار را به یک چالش شفافسازی فراخواند و گفت: آقای میدری باید بیاید و به طور شفاف و بدون طفرهروی توضیح دهد که داستان اخبار تنظیم احتمالی پیشنویس واگذاری پتروشیمی مسجدسلیمان چیست. این یک شایعه است یا واقعیت؟ مفاد آن قرارداد آیا ایرادات ماهوی ندارد؟ و مهمتر از همه، آیا این واگذاری بر اساس اصول و قواعد قانونی و غیرسفارشی صورت گرفته است؟ مردم حق دارند بدانند که بر سر اموالشان چه میآید.
به گزارش پایگاه خبری مسجدسلیمان خبر در حالی که افکار عمومی و کارکنان این مجموعه در انتظار شفافیت هستند، سکوت سنگین مدیران و اعضای هیئتمدیره پتروشیمی مسجدسلیمان در برابر این پرسشهای صریح، نه تنها گرهگشا نیست، بلکه به موتور تولید شایعات و گسترش نگرانیهای اجتماعی در سطح شهرستان تبدیل شده است.
برای مردم مسجدسلیمان، این پتروشیمی صرفاً یک واحد صنعتی نیست، این مجموعه نماد امید به توسعه، اشتغال جوانان و احیای اقتصادی منطقهای است که سالها با چالشهای متعدد دستوپنج نرم کرده است. مطرح شدن احتمال واگذاریهای پشتپرده یا قراردادهای غیرشفاف، مانند تکانهای لرزان، امنیت روانی این شهر را هدف قرار داده است. وقتی نمایندهای در سطح نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی از احتمال وجود پیشنویس واگذاری سخن میگوید، مردم حق دارند بپرسند: آیا داراییهای این منطقه قرار است بدون اطلاع آنها و بدون رعایت منافع عمومی، دستبهدست شود؟ سکوت در این شرایط، به معنای نادیده گرفتن حقوق جامعه محلی و بیاحترامی به دغدغههای بهحق کسانی است که ذینفعان اصلی این صنعت هستند.
پرسش از هیئتمدیره و مدیر عامل این مجموعه روشن است: چرا در برابر چنین ادعای سنگینی، همچنان سکوت پیشه کردهاید؟ در ساختار مدیریتی نوین، شفافیت خط قرمز هرگونه شائبه است. انتظار میرود مدیریت پتروشیمی مسجدسلیمان بهجای انفعال و پناه بردن به سکوت، بلافاصله و با انتشار بیانیهای رسمی، جزئیات صحت و سقم هرگونه توافق، مذاکره و پیشنویس احتمالی را برای افکار عمومی تشریح کند.
آیا واگذاری در کار است؟ اگر هست، ضوابط آن چیست؟ آیا اهلیت خریداران احتمالی احراز شده است؟ چرا باید برای اطلاع از سرنوشت یک دارایی کلان صنعتی، مردم و نمایندگان آنها مجبور به حدس و گمان باشند؟ هیئتمدیره باید بداند که هر ثانیه سکوت در برابر این ابهامات، به معنای تضعیف اعتماد عمومی است و این بیاعتمادی، بزرگترین ضربه به ثبات و بهرهوری این واحد صنعتی خواهد بود.
این نوشتار، یک فراخوانِ مؤکد به اعضای هیئتمدیره پتروشیمی مسجدسلیمان است: زمان سکوت تمام شده است. شما مسئول صیانت از اموالی هستید که سرنوشت مردم یک منطقه به آن وابسته است. پنهانکاری در امور کلان اقتصادی، آن هم در دورانی که شفافیت به یکی از اصلیترین شاخصهای حکمرانی خوب تبدیل شده، پذیرفتنی نیست.
اگر حقیقتی وجود دارد، باید شجاعانه با مردم در میان گذاشته شود و اگر شایعهای بیاساس است، باید با اسناد و مدارک قاطع تکذیب گردد. سکوت همراه با تردید، نه تنها راهگشا نیست، بلکه تأیید ضمنی بر شائبههای موجود تلقی میشود. مردم مسجدسلیمان منتظرند ببینند آیا مدیران این مجموعه، در آزمون شفافیت سربلند بیرون میآیند یا ترجیح میدهند با سکوت خود، بذر بیاعتمادی را در این شهر بپاشند.
آقایان هیئتمدیره! افکار عمومی، نهادهای نظارتی و جامعه محلی، پاسخی شفاف، فوری و بدون واسطه میخواهند. هرگونه تعلل در این زمینه، تنها به گمانهها دامن میزند و مسئولیت تبعات اجتماعی آن، مستقیماً بر عهده تیم مدیریتی خواهد بود.
ادامه این روند، یعنی بیتوجهی به نگرانی مردم و عدم شفافیت در امور کلان، بیشترین ضربه را به سرمایه اجتماعی وارد میکند. مسجدسلیمان امروز نیازمند مدیریت مسئولیتپذیر است، نه مدیرانی که در بحرانیترین شرایط، به جای شفافسازی و اقناع افکار عمومی، سکوت را پیشه کردهاند. آقایان هیئتمدیره! این شهر، منتظر شنیدن صدای شفاف شماست. اگر حقیقتی برای گفتن دارید، پیش از آن که اعتماد عمومی به کلی ذبح شود، آن را با مردم در میان بگذارید.
نکته کلیدی که نباید از نظر دور داشت این است که حتی در صورتی که این واگذاری طبق تکالیف برنامه هفتم توسعه و در راستای خصوصیسازی دولت باشد، رعایت اصل اهلیت غیرقابل اغماض است. پتروشیمی مسجدسلیمان یک پروژه حیاتی است و هرگونه تغییر در مالکیت آن باید با وسواس و دقت حداکثری صورت گیرد. داراییهای این منطقه باید به افرادی واگذار شود که توانایی و تخصص خود را پیشتر در چنین پروژههای عظیم صنعتی به اثبات رسانده باشند. سرمایهگذارانی که نه تنها توان حفظ وضع موجود، بلکه قدرت به سرانجام رساندن فازهای بعدی و طرحهای توسعه این پروژه را داشته باشند. واگذاری به خریداران فاقد صلاحیت یا سفارششده، به معنای تیر خلاص به آینده صنعتی مسجدسلیمان خواهد بود.






اولین دیدگاه را شما بنویسید